تقدیم به عزیزترین دنیا



اي كه زندگي ام را با نگاهت روشن كردي
و سر فصل زيباي زندگي را با كلمه عشق آغاز كردي
اي كه همچو ساحل آرامي هستي در درياي طوفاني دلم
و ناخدايي براي كشتي رها شده در طوفاني از امواج
حال چون هميشه سفره آسمانت را براي اين دل تنگ بگشا
كه مرا به تو نياز است


نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل
تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک
توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو
زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه
شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که
سوختن يک طرفه هم ميتونه باش....

ساعت كوچيكه رويه تا قچه تو رو يادم مي ياره
ساعت هايي كه با هم بوديم يادته اومديم يه بازي كنيم
من بشم لیلی تو ,تو هم اون مجنون من ,اما من
بازيمون وخيلي جدي گرفتم
و حالا چي دارم جز يه قلبي كه با خاطراتت ميزنه
وقتي دو نفر رو با هم ميبينم اگه بگم حسوديم نميشه
دروغه خيلي وقته نشده مثله قديما بشينيم برا هم از
روزامون بگيم صبح هاي زيادي رفتن
و تو از هيچ كدومشون برام نگفتي تا حالا برام شعر
گفتي تا حالا چند بار به خاطرم اشك ريختي من
همون هستم عوض نشدم ولي تو چي........... اين
نقطه ها ميتونن خيلي ناگفتا ها رو بگن كه من نميتونم
برات بگم هر موقع كم مي ياريم آخر جمله هامون يه
نقطه ميزاريم و از اول شروع ميكنيم دلم تنگ ميشه
برات ولي چرا نمي فهمي باوركن دعوا هام به خاطر
دوست داشتنته
كاشكي مي شد يه نقطه آخر عشقمون بزاريم و از اول
شروع كنيم از وقتي واقعا دوستت داشتم نبودنت برام
رنج آور بود تو كمتر بودي كنارم شايد بهتر بود
نميگفتم دوستت دارم كاشكي همون
موقع تمومش مي كردم ولي تو نزاشتي گرفتاري هاي
خودم كم بود غصه نبودنت هم روش اومد تو رو خدا
يه بار وقتي ميگم دوستت دارم نگو دورغ ميگي ,
يكي ديگه رو ميخواي
چرا فكر ميكني من بهت دورغ ميگم فقط بگو چرا ؟
فكر كنم چيزه زيادي ازت نخواستم من نميتونم مثله
فرهاد كوه برا رسيدن بهت بكنم ولي ميتونم يه شمع
باشم كه برا رسيدن به تو بسوزم
و تنهايي تو روشن كنم هر چند كوتاه اما با عشق



کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را
بخورم!!!
کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي
ديدن يک لحظه
فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته
باشم!
کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد
تا امروز
چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک
بريزند!
کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با
خود نگويم
" آخه او که ميدونست چقدر دوستش دارم!!!!" گاهي آرزو مي کنم... 
دریا رو اتیش می زنی ابرا رو بی تاب می کنی
![]()
وقتی فقط اونو می خوای ماهو نشونه میکنی
![]()
می ری تو قلب آسمون صبرو دیوونه می کنی
![]()
وقتی می بینی عاشقی دنیا رو می ریزی به پاش
![]()
طلا رو قیمت می ذاری با برق ناز خنده هاش
![]()
وقتی می فهمی عاشقی می ری سراغ پنجره
![]()
قلبتو می سپاری دس قصه و عشق و خاطره
![]()
وقتی می فهمی عاشقی سوار رویا ها می شی
![]()
می ری تا جاده های دور اون بالاها خدا می شی
![]()
وقتی می بینی عاشقی ماهو می خوای شکار کنی
![]()
می خوای که خورشید خانمو یه شب بری بیدار کنی
![]()
وقتی می فهمی عاشقی سنگ و با شیشه می بینی
![]()
گمشده تو مال خودت واسه همیشه می بینی
![]()
وقتی می بینی عاشقی با آینه خونه می سازی
![]()
رنگین کمونو میاری تو گردن ماه می ندازی
![]()
وقتی می بینی عاشقی می خوای همه خبر بشن
![]()
گلا به خاطر شما تازه و تازه تر بشن
![]()
وقتی می فهمی عاشقی می بینی پادشا شدی
![]()
از همه مردم شهر یه آسمون جدا شدی
![]()
وقتی می بینی عاشقی خودت می مونی و خودش
![]()
جونتو حاضری بدی به خاطر تولدش
![]()