منو ببخش که ساده از عشق تو گذشتم

منو ببخش که ساده از عشق تو گذشتم
سپردمت به تقدیر باره سفر رو بستم
باید برم از اینجا چاره نمونده جز کوچ
برای زنده موندن تو این زمونه پوچ


بذار همیشگی شه قصه عاشقیمون
تو باشی لیلی منم مثال مجنون
بین دو راهی و شک حیرون و هاج و واجم
سفر دوای دردم هجرت تنها علاجم


طاقتش ندارم طاقت دل بریدن

سیل بلور اشک رو گونه تو دیدم
حرفی نمونده باقی سکوت حرف آخر
تو هم بخاطر عشق از من ساده بگذر

بذار همیشگی شه قصه عاشقیمون
تو باشی لیلی منم مثال مجنون

تقدیم به عزیزترینم

هیچ کس تنهایم را حس نکرد

تو مي تواني دوستي مرا نپذيري . مي تواني مرا از خود براني . مي تواني روي از من بگرداني و براي هميشه مرا از ديدار خود محروم كني ... منهم مي توانم تو را نبينم . مي توانم روز ها و شبها بدون ديدار تو بسر برم . مي توانم چشمانم را از سر راه تو بگردانم و به سوي تو خيره نشوم . مي توانم زبانم را وادارم تا نام تو را بر خود جاري نكند . مي توانم گوشم را از شنيدن آهنگ صدايت بي نصيب نمايم . ولي ....قلبم.... او ديگر در اختيار من نيست . او تا زنده ام بياد تو خواهد طپيد او در درون خود بخاطر تو خواهد ناليد.