نوروز سال  ۱۳۸۸

نوروز سال  ۱۳۸۸ را به همه شما دوستان وخانواده محترمتان

تبریک عرض می نماییم و برای شما عزیزان سال خوبی را ارزومندم

 

       

   

من تو را سخاوتمندانه به کسی هديه می دهم

 که از من عاشق تر باشد واز من برای تو مهربانتر

 من تو را سخاوتمندانه به کسی هديه می دهم

 که راز آفتابگردان و تمام سخاوت های

عاشقانه اين دل معصوم را

 بداند و ترنم دلپذير هر آهنگ ،

 هر نجوای کوچک برايش يك خاطره

 مشترک باشد او بايد از رنگين کمان چشمان تو تشخيص بدهد که

 امروز هوای دلت آفتابی است ؛

 يا آن دلی که من برايش ميميرم سرد و

 بارانی است.ای بهانه ی زنده بودنم ؛

 من تو را سخاوتمندانه به کسی

 هديه می دهم که قلبش بعد از هزار بار ديدن تو،

باز هم به ديوانگی و بی پروايي اولين نگاه من بتپد.

همان طور عاشق ، همان طور مبهوت با

 آن وقار بی مثال آيا کسی پيدا خواهد شد ؟!

وقتی دوری از من ، به آرزوهای خفته ام می انديشم ،

به فرسنگها فاصله ، ببين من و تو،

به آينده و امروز... باز کن پنجره را خواهی ديد

 که پرنده آسمان بارانی را مي فهمد.

مانده ام تنهای تنها

دلم ازغربت ایام گرفت  

دل من با گریه هاش پامی گرفت  

غصه ها از دوری تو،تو دلم جا می گرفت  

دل خالی من ،از عشق تومعنا می گرفت  

این روزا، روزای بی تو بودنه  

فصل بی عشقی وبی تو مردنه  

حالا من تنهای تنها تواین فصل غریب  

گم شدم تو خاطرات چند سال قدیم  

اون روزا که بودی در کنار من  

می نشستیمو میگفتیم که چکار کنیم برای هم  

حالا من میگم کمی از اون روزا  

روزای عاشقی وعشق شما.  

وقتی که کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه  

فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه  

قید تموم دنیا روبخاطر اون میزنی  

خیلی چیزا رو میشکنی تا دل اونو نشکنی  

حاضری قلب توباشه پیش چشای اون گرو  

فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو  

حاضری هر چی دوست نداشت بخاطرش رها کنی  

حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی  

حاضری مسخرت کنن تمام ادمای شهر  

اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر  

حاضری که بگذری از شهرت واسم وابروت  

حاضری هر چی بشنوی حتی اگه سرزنشه  

بخاطراون کسی که برات خیلی با ارزشه  

حاضری هرکی جزاونوساده فراموش بکنی  

پشت سرت هرچی میگن چیزی نگی گوش بکنی  

حالا بیا این  روزارو از اون روزا جداکنیم  

روزای بی تو بودنت از بودنت سوا کنیم  

انگار که تقدیر نمی خواست تو در کنار من باشی  

منم بهار تو باشم تو هم بهار من باشی  

تو رفتی و حالا دیگه اون ور دنیا خونته  

انگار نه انگار که کسی اینور آب دیونته  

تقصیر هردومون بوده ما عشقو نشناخته بودیم  

فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم  

حالا که من تنهاشدم قدر چشاتومی دونم  

ولی نمیشه کاری کردهمیشه تنها می مونم  

کاش توی دنیا هیچ کسی قربونی غرور نشه  

راه دوتاپرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه