عزیزم اینها را برای تو می نویسم برای تو که دیدنت آرزوی چشمهای خسته من است برای تو که صدایت طوفان قلبم را فرو می نشاند برای تو که اینک در ذهنم نقش بسته ای برای تو که با تمام وجودم

دوستت دارم

می گویند شیشه احساس ندارد اما اگر شیشه ای روی آن بخار نشسته است بنویسی از دوریت رنج می برم اشک می ریزد

 سایه نشین قلب پر مهرت